تبليغاتX
رهیـاد

رهیـاد

شعر ها و دیدگاه های شخصی محسن رضوی

افسوس که ساکن زمینم

کارگاه شعر رهیاد

از این ماه کارگاه شعر قالب های کلاسیک را شروع خواهم کرد .

عزیزان علاقه مند می توانند این هفته در انجمن رهیاد ثبت نام کنند .از بین آن ها ۵ نفر از واجدین شرایط انتخاب خواهد شد . کارگاه در چهار ترم شش ماهه ادامه خواهد داشت.شرایط کلاس ها در انجمن اعلام می شود.

اگر کسی دستگیری ام کند هم اوست

 امشب که این غزل را از حدود پانزده رمضان قبل بیرون می کشم و این جا می نویسم شب شهادت مولایمان علی (ع) است .می دانم که اگر کسی دستگیری ام کند هم اوست.

 

 

 با روزهای غربت امیرالمومنین علی (ع) بعد از پیامبر(ص)

دخیل بسته ای دل! به باوری که زخمی ست

به این امام و شمشیر به این سری که زخمی ست

 

ولی خدا گواه است کسی دراین حوالی

نظر نمی کند بر برادری که زخمی ست

 

چه جای این تغافل ؟!چه جای رنگ و نیرنگ؟!

که آب خویش داده است به دیگری که زخمی ست؟!

 

خدای من چه دردی ! در این قبیله رسم است

که بر شتر ببندند اباذری که زخمی است!

 

حکایت غریبی است! به چاه گفت و گو کرد

میان این همه مرد!!! دلاوری که زخمی ست!

 

درون سینه این دل چه بی قرار و تنهاست...

چگونه پر بگیرد کبوتری که زخمی ست؟!

انجمن شعر حوزه ی هنری شیراز با مدیریت جدید

چند هفته ای است که عبدالحمید رحمانیان شاعر نام آشنا و توانای فارس مسئولیت انجمن حوزه ی هنری را بر عهده گرفته است . پیش از آن هم خواهر خوبم خانم فاطمه فاضلی عزیز عهده دار این امر بودند که جای تقدیر و تشکر دارد .

بی شک حمید رحمانیان که در صداقتش شک نیست می تواند منشا ثمرات خوبی برای شعر فارس باشد . این این انجمن روزهای سه شنبه برگزار می شود .

من در این روز از ساعت 7 صبح تا 8 شب به طور یکسره درگیر کلاس هایم هستم و متاسفانه از سعادت شرکت در آن محروم و معذورم.البته از اعضای انجمن رهیاد می خواهم که حتما شرکت در جلسات انجمن حوزه و پربارتر ساختن آن را هم مد نظر داشته باشند .

 

تب تند

در دوره ای که غالبا می بینی بدون شناختن هنجارها؛ دم از شکستنشان می زنند ،وقتی که می بینی هنرمندان بی دینی را  مفتخرانه با آواز های مختلف جار می زنند ؛ وقتی که می بینی ضد ارزش ها ارزش می شود در دوره ای که شعر به شدت زمینی شده و از شور معرفت خبری نیست و  به اصطلاح از این طرف بام افتاده ایم ؛  من دلم برای خیلی ها تنگ می شود برای خیلی وقت ها!

مسئله این است که ...اصلا می خواستم این حرف را در انجمن رهیاد بزنم .زمان نبود. اما حالا دستم به نوشتن است و دلم.

بهار امسال از چهارراه مشیر شیراز دسته ای پـــته(نشا) خریدم .فلفل های سبز را در باغجه ی حیاط به دست جادوگر زمین سپردم.از این میان یکی را در گلدانی کاشتم و در ایوان گذاشتم. خیلی زودتر از نشاهای حیاط رشد کرد و بالید و حدود سه هفته بعد به گل نشست و تعجب همه را برانگیخت. گل ها به فلفل تبدیل شدند . چهار فلفل بسیار زیبا که زینت بخش خانه ی ما شده بود .شبها به داخل خانه می آوردیمش و هر کس می آمد دقایقی مجذوبش می شد . نشاهای حیاط اما کم کم ریشه می دوانیدند و رشد می کردند و بزرگ و بزرگ تر می شدند . اما خبری از گل دادن نبود. آنقدر رشد کردند تا تقریبا هم اندازه ی قدمان شدند . عده ای می گفتند که آن ها را بکنم و دور بیاندازم ، چون ثمری نخواهند داد ؛ اما این اتفاق نیافتاد .وقتی که به نهایت رشد خود رسیدند آنقدر گل دادند که از شماره بیرون بود.

امروز گلدان خانه ی ما؛ خالی از آن بوته ی فلفل است ، چون در فضای محدودی ریشه دوانید در فضای محدودی گل کرد و خیلی زود ثمر داد ؛ اما خیلی زود هم زرد و خشک شد .بوته های فلفل حیاط اما هنوز پربارند و با چیدن هر روزه باز هم آنقدر ثمر و زیبایی دارند که من را به این مقایسه بنویسند.در مدت آشنایی با شاعران مختلف این ماجرا را بسیار دیده ام . کسانی که ریشه هاشان محدود بوده و زود به بار نشسته اند اما حالا اثری ازآثارشان نیست.

گفتنی را همین بس ؛ اگر گوش شنوا باشد که العاقل فی الاشاره !

 

...و چراغمان روشن است

رهیاد  یکشنبه ۸۷.۶.۱۷

 رهیاد

 

برای دیدن تصاویر بیشتر به وبلاگ انجمن مراجعه کنید.

قدرت زبان فارسی

در جایی خواندم که دکتر محمود حسابی که خود از کسانی بود که به جایگزینی واژه های بیگانه دل بستگی داشت به این نتیجه رسیده است :

زبان پارسی زبانی پیوندی است که با آمیختن ریشه ها با پیشوندها و پسوندها می توان

۲۲۶۲۷۵۰۰۰=۹۰۰۰۰۰+۳۷۵۰۰۰+۲۲۵۰۰۰۰۰۰

دویست بیست و شش میلیون و دویست و هفتاد و پمج هزار واژه ساخت اما در عربی که یک زبان برگیری (اشتقاقی) است تنها می توان

۱۷۵۰۰۰۰

یک میلیوون و هفتصد و پنجاه هزار واژه ساخت . خودتان قضاوت کنید که در ورود بی رویه کلمات بیگانه مشکل از ماست یا زبان ما ؟

جلال به روشنفكران به نفع مردم و خودشان می‌تاخت

هجدهم شهریورماه، سی و نهمین سال‌روز درگذشت جلال آل احمد است. سیمین دانشور - همسر جلال - او را خیلی شبیه نوشته‌هایش توصیف می‌كند و سبك‌ جلال را خود او می‌داند. وی معتقد است: جلال اگر به دین روی آورد، از روی دانش و بینش بود. این جرأت را داشت كه به روی استثماركنندگان و استعمارگران تف بیاندازد و به روشنفكران به نفع مردم و به نفع خودشان بتازد.
دانشور درباره‌ی درگذشت جلال آل احمد می‌گوید: «زیبا مرد، همان‌طور كه زیبا زندگی كرده بود و شتاب‌زده مرد عین فرو مردن یك چراغ و در میان مردم معمولی كه دوست‌شان است و سنگ‌شان را به سینه می‌زد و خودم كه كنارش بودم و مهین توكلی* كه برادر بزرگ‌تر می‌انگاشتش و حالا می‌فهم كه چرا در این همه سال كه با هم بودیم، آن همه شتاب داشت. می‌دانست كه فرصت كوتاه است؛ پس شتاب داشت كه بخواند و بیاموزد و لمس كند و تجربه كند و بسازد و ثبت كند و جام هر لحظه را پر و پیمان بنوشد و لحظات را با حواس باز خوش‌آمد بگوید و حول و حوش خود را با هوشیاری و كنجكاوی و تفكری كه هیچ‌گاه زنگار نگرفت؛ چرا كه با وسواس همواره گردگیری‌اش می‌كرد و آینه‌وار صیقلش می‌داد، ارزیابی كند.»
این بانوی پیشكسوت داستان‌نویس در كتاب «غروب جلال» می‌افزاید: «جلال در راه بود و با عشق می‌رفت. چرتكه نمی‌انداخت و اصالت داشت و اگر به دین روی آورد، از روی دانش و بینش بود؛ چرا كه ماركسیزم و سوسیالیزم و تا حدی اگزیستانسیالیزم را قبلا آزموده بود و بازگشت نسبی او به دین و امام زمان [عج] راهی بود به سوی آزادی از شر امپریالیزم و احراز هویت ملی، راهی به شرافت انسانیت و رحمت و عدالت و منطق و تقوا. جلال درد چنین دینی را داشت. از مشروطیت به بعد، ‌آزادی از دیدگاه استعمارگران برای ما، آزادی استخراج و صدور نفت و منابع دیگر به غرب بود. اما جلال درست برخلاف چنین آزادی‌ای گام برمی‌داشت.
برای او، آزادی‌ رهایی از شر ماركسیزم استالینی روس و امپریالیزم انگلیس و آمریكا بود و به همین علت كوشش داشت در آثارش بندهای مریی و نامریی را بگسلد و شاید همین موجب مرگش شد یا دست كم موجب دق‌كش شدنش. جلال این جرأت را داشت كه تف به روی استثماركنندگان و استعمارگران بیاندازد و به روشنفكران به نفع مردم و به نفع خودشان بتازد. اما جلال هرگز قدرت نمی‌خواست. نفوذ می‌خواست كه به حد كافی بر معاصرانش داشت، و پیش‌بینی می‌شد كه بر نسل‌های بعدی هم داشته باشد. خیلی‌ها را می‌شد با پول یا جاه و مقام و یا زن و یا مواد مخدر خرید و آدم‌های فروشی در زمان ما كم نبودند؛ اما جلال، این آخوندزاده‌ی پرغرور، مراحل روشنفكری را قدم به قدم پیموده بود و لمس كرده بود و بر شخصیت شجاع و محكم خود تكیه داشت و گول نمی‌خورد. هیچ‌گاه وانداد، تن درنداد،‌ با این حال، نابغه‌بازی هم درنمی‌آورد و من هم هیچ‌گاه نخواسته‌ام كه از او بتی بسازم... جلال قلم‌زنی بود متعهد و مردی باانضباط تا سر حد فدا كردن خودش.»
دانشور در بخش دیگری از كتاب با نام «شوهرم جلال» كه به سال ۱۳۴۰ مربوط می‌شود، آورده است: «زن یك نویسنده به طور عام شوهرش را به عنوان یك مرد می‌شناسد؛ نه به عنوان یك نویسنده. خوانندگان آثار این نویسنده هر چند از دور از این نظر، او را بهتر از زنش می‌شناسند، معمولا زن‌های هنرمندان كم‌كم نسبت به آثار هنری شوهران‌شان بی‌علاقه می‌شوند و بعد نسبت به این آثار كینه می‌ورزند؛ چرا كه شاهد آفرینش این آثار و دردسرهای مقدمات و نتایجش بوده‌اند. اما من كه زن جلال آل احمد هستم، او را از نوشته‌هایش جدا نمی‌كنم و نه تنها به عنوان یك مرد؛ بلكه او را به عنوان مردی كه نویسنده است، می‌شناسم. این‌گونه شناسایی بیش‌تر به این علت است كه جلال خیلی شبیه نوشته‌هایش است؛ یعنی سبك‌ جلال، خود اوست، با این تفاوت كه من با چرك‌نویس سر و كار دارم و دیگران با پاك‌نویسش.»
او اعتقاد دارد: «اگر جلال در نوشته‌هایش تلگرافی، حساس،‌ دقیق، تیزبین، خشمگین، افراطی، خشن، صریح، صمیمی، منزه‌طلب و حادثه‌آفرین است، اگر كوشش دارد خانه‌ی ظلم را ویران كند، اگر در نوشته‌هایش میان سیاست و ادب، ایمان و كفر، اعتقاد مطلق و بی‌اعتقادی در جدال است، در زندگی روزمره نیز همین‌طور است. مشكل جلال كه خودش مشكل بسیاری از بندگان خدا را مطرح كرده، در دوگانگی شدید میان زندگی روحی و جسمی است و شك نیست كه ریشه‌های عمیق خانوادگی هم دارد. شاید این دوگانگی، او را به حادثه‌جویی كشانده است. شاید هم روحا حادثه‌جو خلق شده است. هر طور كه باشد، زندگی جلال را می‌توان این‌طور خلاصه كرد: به ماجرا یا حادثه‌ای پناه بردن، از آن سرخوردن و رها كردنش، كه خود غالبا به حادثه‌ای انجامیده است، آن‌گاه به خلق حادثه‌ای تازه یا به استقبال ماجرایی نو شتافتن.
آخرین این ماجراها، سفر حج است كه اینك رفته است. این هم هست كه در قرن بیستم، قهرمان آثار ادبی دیگر نه مجنون است و نه رستم یا اسكندر؛ یعنی نه یك عاشق دل‌سوخته است و نه یك پهلوان و یا یك جنگ‌جو. و در ادبیات غرب خیلی پیش از ما ادیسه‌ها و دون ژوان‌ها شمشیرها را غلاف كردند. اینك قهرمان‌های آثار ادبی همه‌ی گروه مردم و مخصوصا مردم كوچه و بازار و روستا هستند و یا غالبا به جای آن‌ها، خود نویسنده است و به هر صورت، جهان‌بینی و دید نویسنده است كه اهمیت دارد. آیا در این صورت به یك نویسنده‌ی قرن بیستمی، نمی‌توان حق داد كه در پی حادثه‌آزمایی و اعمال قهرمانی باشد؛ مخصوصا كه امكان قهرمان شدن نداشته باشد؟ متأسفانه در زمان و مكان ما، امكان حادثه كردن برای كم‌تر كسی مانده است، این است كه جلال شرح ماجرا را به آثارش بسنده كرده است و میوه‌ی چنین درختی یا خود ماجرایی است و یا انبار كردن است. به هر جهت، جلال خوب می‌بیند، خوب هم نشان می‌دهد، سر نترسی هم دارد؛ اما با هر نفس حقی كه می‌زند، خودش را پیرتر می‌كند.»
كتاب «در خدمت و خیانت روشنفكران» آل احمد به مهین توكلی و همسرش میرزا ابوالقاسم توكلی تقدیم شده است.
جلال آل احمد كه روایت‌های متفاوتی از تاریخ تولدش ذكر شده، بنا به گفته‌ی همسرش - سیمین دانشور - دوم آذرماه سال ۱۳۰۲ متولد شده است، كه ۱۸ شهریورماه سال ۱۳۴۸ در اسالم گیلان از دنیا رفت.
از جمله آثار او به: اورازان، مدیر مدرسه، غرب‌زدگی، سنگی بر گوری، نفرین زمین، نون والقلم، در خدمت و خیانت روشنفکران، از رنجی كه می‌بریم، تات‌نشین‌های بلوك زهرا، چهل طوطی، خسی در میقات، دید و بازدید، زن زیادی، سرگذشت كندوها، سفر آمریكا، سفر به ولایت عزراییل، سفر روس، سه‌تار، مكالمات، یك چاه و دو چاله و نیما چشم جلال بود، می‌توان اشاره كرد.
 
ایسنا
 

آتش کفن هندوست!

امروز می خواهم غزلی مربوط به حدود سال های ۷۴ یا ۷۵ را بنویسم. غزلی که بارها  بارها مورد سرقت کلی و جزیی واقع شد:

 

 

درحاشیه ای تاریک؛ ناگاه ِ نگاهی...

 ـ اوست!

چشمی که دل انگیز است ...انگار گل شب بوست!

 

این زمزمه ی نزدیک این حس رها در بااااااااااد

این تکه غزل از کیست؟

ـ از تو... که دلت با اوست

 

:آتش بزنی در من ، خاکستر من با توست

شاید تو نمی دانی ...

آتش کفن هندوست!

 

درویش غم عشقم کشکول غزل با من

ذکرم همه نام تو ...تن تن تننا یا هوست!

<>

آرام اگر بی تاب ...

سرچشمه اگر مرداب

دریاب مرا دریا!

دریاب مرا یا دوست!

محسن رضوی

 

عقاب

 مردی تخم عقابی پیدا کرد و آن را در لانه ی مرغی گذاشت . عقاب با بقیه ی جوجه ها از تخم بیرون آمد و با آن ها بزرگ شد . در تمام زندگی اش ، او همان کارهایی را انجام داد که مرغ ها می کردند : برای پیدا کردن کرم ها و حشرات ، زمین را می کند و قدقد می کرد و گاهی هم با دست و پا زدن بسیار کمی در هوا پرواز می کرد . سال ها گذشت و عقاب پیر شد . روزی پرنده ی با عظمتی را بالای سرش بر فراز آسمان ابری دید . او با شکوه تمام ، با یک حرکت ناچیز بال های طلایی اش ، بر خلاف جریان شدید باد پرواز می کرد.

عقاب پیر ، بهت زده نگاهش کرد و پرسید : این کیست ؟

همسایه اش پاسخ داد : این عقاب است . سلطان پرندگان . او متعلق به آسمان است و ما زمینی هستیم .

عقاب مثل مرغ زندگی کرد و مثل مرغ مرد ، زیرا فکر می کرد مرغ است .

 

منبع : هفده داستان کوتاه کوتاه از نویسندگان ناشناس ، گزیده و ترجمه : سارا طهرانیان ، نشر خورشید

the art  

Every happening, great and small, is a parable whereby God speaks to us, and the art of life is to get the message

 

یادآوری خاطرات کودکی   

تمام بچه های ایرانی در کودکی شعر باز باران با ترانه را خوانده اند اما اگر دوست دارید اصل آن را بخوانید سری به وبلاگ وبلاگ کودک و نوجوان رهیاد  بزنید.

 

یک شنبه های ما با رهیاد

از عزیزانی که در این مدت از طرق مختلف به حقیر اظهار لطف کردند ممنونم .همچنین از عبدالحمید رحمانیان و حمید روزیطلب ، غلامعلی خوشبخت و تک تک اعضای انجمن که با گرد هم آیی خود از انجمن رهیاد حمایت کردند سپاسگزارم .این همت و علاقه عزممان را به ادامه راه جزم کرد.امیدوارم بتوانیم با تغییراتی بهینه و همکاری بیشتر اعضا ، گام های موثرتری برداریم. 

 در ماه  مبارک رمضان هم منتظر دیدار شما عزیزان شاعر در باغ شاعران هستیم. انجمن از ساعت شش عصر شروع خواهد شد و اعضا در کنار هم مراسم افطار را برگزار خواهند کرد .

|
محسن رضوی

محسن رضوی .متولد 22 آذر52

..................
..................
..................
..................
..................

دیگر تصمیم گرفته ام که در هر ماه به تدریج مطالب را بنویسم . بنابراین هر صفحه در طول برج طولانی تر خواهد شد . به تمام دوستان به قدر توان سر می زنم اما دیگر خبر رسانی نخواهم داشت که معتقدم این خبر رسانی های کپی پیست باعث می شود کمتر همدیگر را بخوانیم و خیلی سریع از کنار هم رد شویم . بی درنگی

..................
..................
..................
..................
..................

و باز هم این که مدتی است که شرکت در کنگره ها و جشنواره ها و شب شعرها را به دیگران واگذاشته ام و مانده ام به کار خود
m.rahyad@gmail.com

پيوندهاي روزانه

به روز شده های رهیاد

انجمن رهیاد

زری قهار ترس

لاله آیین مهر

آرزو رحمانی

امین احراری

مریم هاشم پور

هادی حدادی

احمد ارجمندی

روح الله کرهانی

ندا هدایتی

علیرضا صائب

رضا طبیب زاده

مسیحا ابوعلی

زهرا اسمعیل زاده

خیرالله فضلی

رادیو رهیاد

عاطفه رحمانی

راضیه شایسته نیا

لاله شجاعی پور

محسن رضوی

عبدالحمید رحمانیان

محمد سیار

وحید یزدان پناه

فاطمه قائدي

مرضيه شايسته نيا

حميد روزيطلب

رضا نيرو

زهرا رييس السادات

غلامعلي خوشبخت

احمد رشید بیگی

كيوان برآهنگ

محمد جواد حسن شاهي

امين شفيعي

امير ميرزايي

رامين خسروي

حامد ابراهيمي

شاعر كوچولوي انجمنمون

نصير رضايي نژاد

سحر گرايي نژاد

رضا رييسي

رضا آسيايي

صمد حسيني ايجي

محمد جواد اسدي

محمد امين حسيني

مطالب اخير

کارگاه رهیاد

... و آسمان

در بدرود درودی است

دی ماهی که علیرضا نسیمی را سرد برگزید

آذر ماه من ماه مهیاد

افسوس که ساکن زمینم

یک شنبه های من رنگ شما را داشت

در طول خرداد ماه بر متون این پست افزوده خواهد شد

حرف های اردیبهشتی

>

پيوند ها

رادیو رهیاد

وبلاگ من به انگلیسی

رهیاد2_دیدگاه های ادبی من

شعرهای کودک و نوجوان من

شعرهای شیرازی من

رهیاد قدیمی

===+=+=+=+=+=+===

انجمن مجازی ایران.نقد شعر

دکتر کاووس حسن لی

دکتر علیرضا قزوه

خودکار کمرنگ

یدالله رویایی

حمید روزیطلب

علیرضا عاشوری رودپشتی

علی مرام

علیرضا نسیمی

شهاب مقربین

محمد حسین بهرامیان

سید مهدی موسوی

احمد اکبرپور

تازه های ادبی

پرویز بیگی

بهاءالدین مرشدی

عبدالرحیم سعیدی راد

امیر اکبرزاده

فرزدق اسدی

مهدی زارعی

محمد امین جعفری

سیامک بهرام پرور

بهزاد خواجات

بهزاد خواجات

حامد حسین خانی

سیروس عبدی

سید علی شفیعی

فریده برازجانی

ایلشن جلاسی

فاضل نظری

نرگس رجایی

محمد حسین ابراهیمی

پیام سیستانی

دکتر م زرقانی

سایت دکتر حسن لی

آنا تهرانی

شهرام میرزایی

اسماعیل مهران فر

احسان مهدیان

گروس عبدالملکیان

جلیل صفر بیگی

ریحان ریاحی

امین شفیعی

پژک صفری

سعید بیابانکی

امید بلاغتی

مجید کوهکن

محمد حسین نعمتی

پیمان فرخی

عبدالحسین انصاری

شرق شناس

علی اصغر علیزاده

عبدالرضا کوهمال

غلامحسین انصاری

امین خسروی

فاطمه اختصاری

سیب خوشبو

شیدایی

مژگان عباسلو

مثل هیچ کس

شاعران ایران

سمر

گل یاس

رضا افشاری

طاهره کوپالی

مهدی آذری

روح الله نور موسوی

محمد کاظم کاظمی

مینو صابری

سودابه مهیجی

سیمین کشاورز

علی شفاعت پناهی

محمد سعیدی

محمد رضا احمد نژاد

مهران

ونوس رستمی

محمد رضا ترکی

زهره جعفر زاده

محمد امین فصحتی

علی طائبی

ساعت رباعی

زیبا ترین شعرهای امروز

علی هوشمند

معمارستان

علی حسینی راد

منصوره لمسو

رضا سیرجانی

محمود رضا برامکه

حمزه حسین زاده

مهدی دسترنج

بهار دهقانیان

خلیل شفیعی

علیرضا بدیع

حمید هنرجو

مهدی معارف

الهه مینایی

تلخون

آرزو شیرین زبان

حسن روشان

مریم توفیقی

سهیل محمودی

آرش شفاعی

مونا زنده دل

اسماعیل مهران فر

مریم قدیانی

عبدالرضا شهبازی

امید نقوی

نورمراد رضایی

میثم یوسفی

مریم حقیقت

سروش سمیعی

محسن رزوان

زهره طلوع حسینی

حسین دیلم کتولی

طیبه نیکو

میلاد عرفان پور

مهدی شجاعی

علی زارعی رضایی

موسی شیرزایی

الهام میزبان

گلناز میرحسینی

بابک اسفندیاری

رضا محمودی

ناصر حامدی

محمود لمسو

حمید سهرابی

مهرداد امینی هراتی

عرفان میری

مینو نصرت

مختار رنجیده

آزاده بشارتی

علی شهیب زادگان

محمد امین جعفری

سرخاب

م.ب.مهاجر

فرشید فرهمند نیا

پرده ناتمام

رضا علی اکبری

مجید قبادیان سوادکوهی

حمیدرضا عزیزی

مجید سعد آبادی

علی اسدالهی

حسین مصطفی پور

اباصلت رضوانی

نغمه مستشار نظامی

مهرداد سنجابی

اصغر کرمشاهی

وحید محمد رضاپور

فدرس ساروی1

فدرس ساروی2

ابوالفضل حسنی

محمد رضا کاظمی

نرگس رجایی

محمد ارثی نژاد

رضا محمدی

رضا وعیدی

الیاس علوی

حسین پاکزاد

رضا نیکوکار

داوود افشین پور

کانون شعر معاصر هورامی

غلامرضا ابراهیمی

حسین حیدر بیگی

غلامعباس بخشی

مهدی تقی نژاد

سیما بازیار

هانیه بلورچیان

آتوسا حصارکی

صالح سجادی

دریا موسوی

مقداد تکلوزاده

معصومه شیخ مرادی

سایت عروض

سید محمد آتشی

زینب بیگم نور محمدی

علریرضا زرقانی

داوود بیات

محمد روحانی

محمود سنجری

سید حمید موسوی

محمد رضا طاهری

رضا جعفری

میر جعفری

ادبستان

بابک دولتی

مهدی جهاندار

غزل امروز کرمان

انسیه موسویان

طاهره جعفر زاده

به روز شدگان

هدی طبری

فاطمه معین زاده

زهرا دری

محود تاجیک

مسعود اکبری راد

عای اصغر ابراهیمی

وحید ضیائی

صدیقه حسینی

بهناز بیرون راه

الیاس قنواتی

ابن محمود

محمد مرادی

مرضیه مرادی

بوی گیلاس

دختر نارنج و ترنج

اسفندیار دشمن زیاری

محمد فرخ طلب

علی شهسواری

علیرضا عمرانی

انجمن قلم ایران

یاسر موسا پور

مهدی محمد حسینی

شهاب الدین رهنما

حبیب حسن نژاد

محمد رضا احمدی

محمود دهقانی

مونا شجاعی سعدی

حسین جلال پور

منیژه رزاقی

اشکان چاوشی

سعید توکلی

مزدک موسوی

خیام ظهیری

ریحانه آذری

سعید عزیزی

سعید محمد حسنی

الهام قریشی

مهدی بوترابی

مصطفی مستور

رامین مولایی

بهزاد بهادری

کشورهای پارسی زبان

سمیرا نوروزی

مرتضی پارسا

مزدک پنجه ای

محمد لوطیج

نشریه ادبی عصر آدینه

علیرضا عمرانی

لیلا ملک محمدی

پژمان الیاسی نیا

سایت لوح

حمید تقی آبادی

روح اله کرهانی شیرازی

اصغر معصومی

یحیی علوی فرد

محسن عاصی

علی اکبر رشیدی

غلامعلی مهدی خانی

ستار جانعلی پور

علی محمد مسیحا

سعید فرج پور

یوسف رستمی

علی اصغر کرمی

فردین عزیزنیا

محمد آسیابانی

ناصر آسیابانی

زهرا نوروزی

جوکر شعر

متولد ماه مهر

آریا یعقوب زاده

فلورا تاجیکی

وحید خلیلی

امید مهدی نژاد

کامران نجف زاده

آرش واقع طلب

المیرا صفرزاده

کسری کبیری

سمیرا پیرزاده

پریا شجاعیان

جواد منفرد

عالین نجاتی

مهدی موسوی میرکلایی

قاسم صرافان

وحید طلعت

امان اله میرزایی

محمدمهدی سیار

میترا سرانی اصل

محمدحسین انصاری نژاد

یاسر قنبرلو

فاطیما حکمت

مهدی بهرام پرور

علی سهامی

زهرا آقامیری

علی عبدالهی

امید مهدی نژاد

حسین حاج هاشمی

ابراهیم شادمهر

نیما فرقه

بهرام کمالی

سیدعلی میرافضلی

مرتضی احمدوند

شعر نو

سمانه طالبی

صبا رهگذر

سعیده کشاورزی

مصطفی کارگر

محمد پران

کاظم انصاری

مریم حسینی

مجتبی صادقی

مریم کرمانی

حسین کدخدایی

محمدرضا محمدی آملی

رؤیا ابراهیمی

عباسعلی سپاهی یونسی

فرهنگسرای مردانی

سمانه اسحاقی

محسن ادیبی سده

سیدمحمدعلی آل مجتبی

محمدرضا سرشار

ریحان ریحانی

ام البنین باباخانی

حافظ موسوی

محمد همتی

کتاب آدینه

بهاءالدین مرشدی

امین شیرزادی

فاطمه تفقدی

عمران میری

سیدمصطفی جهانبخت

شمس لنگرودی

مریم هاشم پور و مادرش زری قهار

علیرضا آبروشن

رامین خواجه پور

محمد حسین انصاری نژاد

سمیه مردانی

حسین فروزنده

علی سلیمانی

وحیده شادی

رضا زارعی

عارفه دهقانی

سجاد ناصری

مجید جمشیدی

مستان

علی اکبر رشیدی

هادی حدادی

مهدی میرآقایی

محمد برزگر

مهدی مرادی

حمید تقی آبادی

زهرا سادات هاشمی

مازيار خوشدل

فاطمه دريايي

ایستگاه شعر

لیثی حبیبی

آنجلیا پگاهی

مهدی کوه پیما

آرزو غفوری

شریف سعیدی

باران گنابادی

انجمن شاعران ایران

شادی خوشدل

مهرداد اشتری

لیلا ناظمی

عبدالحسین فخرایی

میرمهدی گل آرا

فاطمه مجیدی

رویاهای گم شده

علی ثابت قدم

پویا آریانا

آزاده نجفیان

نادر نظامی

سارا ریاحی

رستم عجمی

دختر باران

عبدالله فضلی

فوتو هایکو

آیدا دانشمندی

نادر نظامی

با علی باباچاهی

حسن هاشمی

همیشه ایران

محمد رضا سبحانی

جایزه ادبی ایران

حمیدطبسی

غزل _تو

بابک دولتی

عباس صحرانورد

همایون شولی

رضا آوینی

هوشنگ ملکی

رامین چمن

شيدا آرامش فرد

یوسف رستمی

عاطفه آریان

سجاد سراجی

الهه جعفری

امیر عصارها

مهری جهانگیر

نجیب آگاه رسولیان

محسن دارس پور

خلیل جوادی

زیبا فلاحی

آرزو رحمانی

لاله آیین مهر

مصطفا فخرایی

پاپیروس

سعید حیدری

حیدر منصوری

محمد ابراهیم لگزیان

حسین پارسا

احسان الله نعمتی

محمد صالح علا

سامان فغان دریا

علی مقیمی

حمید حیاتی

شعر کلاسیک استهبان

محمد حسین صفاریان

بهروز یاسمی

منصور اسعدی

شعر معاصر ارسنجان

نظام الدین مقدسی

حسين رضوي فرد

محمد امین فصحتی

صالح دروند

محمد سعید میرزایی

دکتر حمید طبسی

امیرمحمد اعتمادی

داوود بیات

فرهاد جعفری

قالب وبلاگ

امکانات جانبی

RSS 2.0

Design By rahyad