گفت و گو با پروفسور جیوانی درمه درباره ی "پست مدرنیسم"
در روزهای آخر سال 86 و مراسم روز جهانی شعر ؛ ایران ما میزبان شخصیتی ادبی بود که برای اولین بار دیوان حافظ را به زبان ایتالیایی ترجمه کرده است . در اولین دیداری که با ایشان داشتم؛ قرارگذاشتیم که فردای آن روز با هم ساعاتی را گفت وگو کنیم .آن چه می خوانید قسمتی از گفت وگوهای ضبط شده ام است با «پروفسور جیوانی درمه»:
محسن رضوی : جناب پروفسور می خواستم دراین قسمت از صحبت هایمان؛ کمی بیشتر از فضای معمول، با ادبیات جدیدتر و فضای آن در کشور شما [ایتالیا] و عقیده تان درباره ی آن صحبت کنیم . به طور اخص منظور من در این جا پست مدرنیسم است .در ایتالیا وضع چگونه است ؟
پرو فسور جیوانی درمه : همه جا را فرا گرفته بود مخالف ها و موافق های زیادی هم داشت اما شعر پست مدرن الان کمتر شده در ایتالیا.
ـ نظرتان در باره ی خود این سبک چیست ؟
به نظر من این شعر پست مدرن شعری است که زیاد معین نیست .یعنی ما می گوییم «شعرپست مدرن! » اما بعضی اوقات یک معنی دارد با قاطعیت و گاهی کاملا مخالف آن .
ـ یعنی به تعریف جامعی از آن معتقد نیستید ، یا نمودش را در آثار می فرمایید ؟
ـ به نظر من فلسفه ی پست مدرن یک فلسفه ای[مستقل] نیست یعنی یک نشانه ای از یک حالت غیر مثبت در جریان ادبیات جهانی است .
ـ منظورتان چیست ؟ هنجاری شکنی؟ یا فکر می کنید انرمال بوده یا بحث عدم قطعیت ؟
ـ نه انرمال نیست! انرمال نیست... مثل موقعی که مرض [بیماری ] به وجود می آید. نشانه های آن هست . خوب این نشانه هایی هست از این که آن مدل های... آن قالب های ادبی [سبک های ادبی ] گذشته دیگر قربانی شده اند ... و این پست مدرنیسم به اصطلاح یک سعی است که یک [نوع ]شعر قالب ادبی [سبک ادبی ] نوین به دست بیاید اما هنوز دوا[درمان] نشده و نشانه ای هست چند تا قالب ها [سبک ها] از بین رفته اند و باید قالب های [سبک های] دیگری که ارزش داشته باشند پیدایشان شود .
ـ مورد اقبال هم بوده ؟ یعنی طرفدار هم داشته در کشور شما ؟
ـ البته البته ...کسانی هستند که فکر می کنند که اصلا یک جور ادبیات نوینی است این پست مدرنیسم! به عقیده ی من این طور نیست ...به عقیده ی من نشانه ای است از مرض!
ـ در ایران هم خیلی از جوان ها علاقه مند هستند و این خوب است ؛ اما من از این ناراحتم که هنوز سبک های قدیمی را نشناخته اند و می خواهند به سرعت سراغ شعر پست مدرن بروند...
ـ این نشان می دهد که ایشان [این ها] مریض شده اند [خنده ...] و باید شفا پیدا کنند ... [خنده ...]
ـ من می خواهم که این صحبت ها را در اینترنت ارایه کنم و این، بعضی ها را با شما دشمن خواهد کرد اگر برداشتی غلط داشته باشند ...
[ می خندد و دستهایش را به علامت تسلیم بالا می برد و بعد خیلی جدی ادامه می دهد ]:
من جدی میگویم. پست مدرنیسم نشان می دهد که قالب هایی [سبک هایی] که از وراء آمده اند[خواهند آمد]، لازم است که یک نوسازی در ادبیات به وجود بیاید. برای این معنی است که من می گویم که یک نشانه ای است از یک مرض است. مهمه! مهمه! بی اهمیت نیست !..و بی اهمیت نیست برای چه ؟اگر ما این را نفهمیم که در[چه] حال[وضعیتی] باشیم[هستیم] ؛ نمی نتوانیم از آن حال بیرون برویم . با این که من شوخی کردم، شما می توانید به جای آن یک تمثیل بهتردیگر بگویید ...پس مهم است مهم است ....این است که موقعی که شما یه قبض [نسخه] می گیرید آن نشانه ی مرض است و بعضی اوقات حتا شفای مرض می شود این پست مدرنیسم است...اما نمی توانیم بگوییم سعادت است ...
ـ باید زمان بگذرد .
درسته ! .این نشان می دهد که آن چه در جریان است دیگرقابل اعتماد نیست و باید چیز دیگری پیدا کرد . ...ممکن است که من هم اشتباه کنم.
ـ من می گویم باید آدم به حدی برسد تا بتواند هنجار شکنی کند ؛ اما قبل از آن باید هنجارها را بشناسد .گذشته را بشناسد . می گویم برای عبور باید راهی را طی کرد تا به آن مرز رسید.
ـ آره . خیلی خوب گفتید همین طور است ! من با مرض مثال زده ام شما با بحث عبور و گذشتن آن را گفتید.حرکت نشان می دهد که از آنجا باید گذشت ؛ و [اما]قبل از این که این کار را بکنیم و دورتر برویم ،یا آن ور [طرف]باید به این خط برسیم ...باید این خط بدانیم[بشنایسم] پست مدرنیسم آن خط است .پست مدرن آن طرف است اما خود به خود قالب[سبک] نیست.
ـ در ایران ما داریم پست مردن را که بیشتر رنگ و بویی در سپید می توانست داشته باشد در قالب های کلاسیک پیاده می کنیم که ...
ـ این چیز نوینی نیست .زمان برگشت [بازگشت ادبی]این اتفاق افتاد اما... در اوایل قرن گذشته یا همین حدود 1900 میلادی آن برگشت بود[اتفاق افتاد] . دو تا حرکت:نیما یوشیج در یک طرف و برگشت از طرف دیگر.خوب آن برگشت چی بوده ؟ نشانه ی مرض بوده. دیگر قالب های جدید اعتمادی نبوده یعنی ارزش نداشته اند ...چون اجتماع و زندگی عوض شده بوده و احتیاج داشت به یک فرم ادبی ..نه ادبی ..فرم شعری! فرم شاعران دیگری .اما برگشت به قدیم جوابی[راه درستی] نیست.
ـ اما کاری که ما می کنیم برگشت به قدیم نیست! ترکیب گذشته و حال. یعنی یک پا در گذشته و پایی در امروز و حتا آینده...
ـ اوهوم !
ـ جدای از مبحث پست مدرن دارد اتفاق های نوینی هم در ادبیات شعری ایران می افتد . در فرم کار هم در مبحث ظاهرـ جدای از تکنیک ها ـ مثلا غزل را با سپید و گاهی با نثر تلفیق می کنیم یا کاری هایی از این دست ...گاهی قافیه حتا ...
ـ ببینید این همه آزمایش است اما آزمایش به معنی خود [به خودی خود] قالب نیست . یعنی «راهی» است برای رسیدن به جایی اما «جایی» نیست ...بله ! پست مدرن مثل راهی است که لازم است برای رسیدن به جایی اما آن جای دیگر نیست!
ـ خیلی ممنون که برای این گفت وگو وقت گذاشتید . می دانم که خسته هم بودید !
ـ بله اما وقتی در تخت جمشید قدم می زدم فهمیدم که به خستگی اش می ارزد. الان هم در باره ی این گفتگو همین عقیده را دارم....